نمایشنامه «جاسوس در دوزخ» اثر مسعود خیام به تازگی توسط نشر نریمان منتشر شده است. این اثر فضایی تمثیلی دارد و بر پایه مسائل فلسفی شکل گرفته است. در این نمایشنامه، جهنم بهعنوان یک «آزمایشگاه نمایشی» معرفی میشود و سوال محوری آن این است: «جاسوس در جایی که قرار است همه چیز در آن آشکار باشد، چه میکند؟»
فضای تمثیلی و فلسفی نمایشنامه
جاسوس داستان، اصل و نسبی شرقی دارد و به همین خاطر میگوید زبان مشرق غزلهای سلیمان را به روانی صحبت میکند. با این حال، او اطلاعاتش از محل مأموریت اندک است و این نمایشنامه به بررسی چالشهای شناخت و دانستن میپردازد. سفر او به بریتانیا بهصورت نمادین، نشاندهنده دشواریها و پیچیدگیهای ارتباطات انسانی است.
بیشتر بخوانید: فراخوان کنگره بینالمللی شعر سرباز روحالله اعلام شد
شخصیتها و ایدهها
شخصیتهای این نمایشنامه شامل لوسیفر و اسمدئوس هستند که حاملان نیروهای انسانی نظیر قدرت، ترس و میل به دانستن میباشند. در واقع، جاسوس فقط یک مأمور اطلاعاتی نیست؛ او نماینده هر کسی است که خواهان شناخت دیگری است. این نمایشنامه بهجای تمرکز بر پیرنگ کلاسیک، بر گفتوگو و چالشهای فلسفی بنا شده و شخصیتها مواضع خود را بهطور شفاف بیان میکنند.
جهنم در این نمایش، جایی در زیر زمین نیست؛ بلکه لحظهای است که انسان نمیداند چه کسی او را تحت نظر دارد و چرا باید تحت نظارت باشد. این وضعیت به نوعی دلالت بر وجود یک وضعیت انسانی دارد که به جاسوس بودن فراتر از یک شغل میانجامد.
«جاسوس در دوزخ» در فضایی میان اسطوره، نمایش، رساله، شوخی و هراس شکل میگیرد و متن آن بهگونهای طراحی شده که خواننده را با پرسشهای عمیق فلسفی مواجه میکند. شخصیتها بهتدریج به سخنگوی ایدهها تبدیل میشوند و این امر به متن کیفیتی تمثیلی میدهد.
در بخشی دیگر از این نمایشنامه، احساس ترس و ابهت در حضور مکانها بهویژه در ورودیهای ترسناک حس میشود. این احساس بهویژه در توضیحات خیام درباره محوطه و ابهت آن بهخوبی نمایان است. این واقعیت که هیچکس نمیداند چه کسی یا چه نیرویی مراقب اوست، بهنوعی تنش و اضطراب را در داستان ایجاد میکند.
«جاسوس در دوزخ» با استفاده از عناصر مختلف ادبی و فلسفی، به دنبال ایجاد یک فضای نامطمئن و پیچیده است که خواننده را به تفکر وادار میکند. این نمایشنامه از تکرار پرسشهای خود غافل نمیشود و در عین حال بر جذابیت بصری و نمایشی خود تأکید دارد.
بیشتر بخوانید: سیروس مقدم و منوچهر هادی از میکرودراما گفتند · فلسفه ذهن و کاربردهای آن در زندگی روزمره




