دولت ترامپ به نظر میرسد که پرونده ایران را از یک موضوع سیاست خارجی ساده به یکی از اصلیترین میادین بازتعریف قدرت آمریکا در خاورمیانه تبدیل کرده است. این مسیر با خروج از برجام و اعمال تحریمهای گسترده آغاز شد و اکنون به رویارویی مستقیم نظامی رسیده است.
تحولات اخیر و فشارهای نظامی
از زمان خروج از برجام در هشتم مه ۲۰۱۸، دولت ترامپ اقدام به هدف قرار دادن درآمدهای نفتی و بانکی ایران و قرار دادن سپاه در فهرست تروریستی آمریکا کرده است. ترور سردار شهید قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰ نشان داد که واشنگتن آماده است تا از خطوط قرمز عبور کند. این تغییر رویکرد به همراه عملیات خرابکارانه منتسب به اسرائیل علیه زیرساختهای هستهای ایران، بخشی از فشار مستمر بر تهران بوده است.
بیشتر بخوانید: سهشنبههای بدون خودرو، راهکار جدید برای گره ترافیک ایلام
تعریف جدید «پیروزی»
اکنون پرسش اصلی این است که آیا هدف واشنگتن تنها تغییر رفتار ایران است یا اینکه تغییر ساختار سیاسی آن نیز در برنامه قرار دارد. به نظر میرسد که اسرائیل توانسته روایت خود از «تهدید ایران» را به بخش مهمی از سیاست آمریکا تبدیل کند، به گونهای که توان موشکی و نفوذ منطقهای ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است.
مشکل اصلی اینجاست که ترامپ تعریف دقیقی از «پیروزی» ندارد. آیا هدف نهایی او توقف غنیسازی است؟ برچیدن توان موشکی؟ یا تغییر نظام سیاسی؟ اگر پاسخ به این پرسشها شامل مجموعهای از اهداف باشد، پرونده ایران به پروژهای برای بازطراحی توازن قدرت در خاورمیانه تبدیل خواهد شد.
سناریوی «زمین سوخته»
سناریوی «زمین سوخته» خطرناکترین حالت زمانی شکل میگیرد که ترامپ به این جمعبندی برسد که پرونده ایران باید پیش از پایان دوره ریاستجمهوری او بسته شود. در این حالت، به جای توافق محدود، ممکن است راهبردی در پیش گیرد که هدف آن وارد کردن ضربات متوالی به توانایی ایران باشد.
خطر اصلی این است که جنگ دیگر صرفاً برای عقب راندن ایران از یک موضع مشخص نباشد، بلکه به تلاشی برای تغییر محاسبات و فرسایش ساختار قدرت تبدیل شود. این سناریو میتواند ایران را به یکی از پروندههای اصلی کاخ سفید تبدیل کند که پیش از انتقال قدرت، به شکل «زمین سوخته» تعیین تکلیف شده باشد.
بیشتر بخوانید: حقیقتپور: زمان جنگ زین عوض نمیکنند، استیضاح عراقچی به صلاح نیست · دونالد ترامپ: ایران بخش زیادی از برنامه هستهای خود را کنار گذاشته است




