هر بار که خواستگار وارد زندگی یک جوان میشود، به جای شادی و هیجان، احساس اضطراب و ترس از آینده به سراغش میآید. این احساس نه تنها به خاطر ترس از ازدواج است، بلکه به دلیل یادآوری تجربیات تلخی است که ممکن است در زندگی مشترک تکرار شود. «نکند همسرم هم مانند خانوادهام مدام از من ایراد بگیرد و دوباره احساس کنم کافی نیستم؟» این جمله، صدای درونی بسیاری از جوانان است که به دلیل انتقادهای مداوم از سوی والدین، دچار کمبود اعتماد به نفس شدهاند.
کمالگرایی و انتقادهای مداوم
کارشناسان بر این باورند که رفتارهای کمالگرایانه و انتقادات مکرر والدین میتواند بذر احساس ناکافیبودن را در فرزندان بکارند. این احساس در طول زمان به یک مانع جدی در تصمیمگیریهای مهم زندگی تبدیل میشود. جوانانی که در چنین شرایطی بزرگ میشوند، به دلیل ترس از عدم پذیرش و احساس ناکافیبودن، به سختی میتوانند به مرحله ازدواج نزدیک شوند.
این ترس به ویژه در زمان خواستگاری شدت میگیرد. فرزندان ممکن است به جای تمرکز بر جنبههای مثبت این مرحله، به یادآوری انتقادات و ایراداتی که از طرف خانواده خود دریافت کردهاند، بپردازند. این موضوع میتواند به یک چرخه معیوب منجر شود که در آن فرد هرگز احساس نمیکند که به اندازه کافی خوب است، چه در رابطه با خود و چه در رابطه با دیگران.
نتیجهگیری
به نظر میرسد که آگاهی از این احساسات و ریشههای آن میتواند اولین قدم در راستای بهبود وضعیت باشد. تصمیمگیری در مورد ازدواج به عنوان یکی از مهمترین مراحل زندگی، نیازمند اعتماد به نفس و احساس کافی بودن است. بدون این احساس، جوانان ممکن است از برقراری روابط سالم و پایدار دوری کنند. در نهایت، برای شکستن این چرخه، نیاز به حمایت و درک از سوی خانوادهها و جامعه داریم تا فرزندان بتوانند با اطمینان بیشتری به آینده نگاه کنند.




