جنگ مینها در خلیج فارس معادلات راهبردی را تغییر داده و اهمیت تنگه هرمز را دوچندان کرده است. مین دریایی، سلاحی ارزان و قدیمی، به ابزاری جدی در جنگهای مدرن تبدیل شده است که میتواند هزینههای سنگینی به طرف مقابل تحمیل کند.
تأثیر مینها بر تنگه هرمز
تنگه هرمز تنها یک مسیر باریک نیست؛ بلکه یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود. هر گونه اختلال جدی در این آبراه میتواند پیامدهای اقتصادی و سیاسی گستردهای داشته باشد. بنابراین، هر طرفی که بتواند ریسک عبور از این مسیر را افزایش دهد، عملاً قدرت اقتصادی و سیاسی خود را به قدرت دریایی تبدیل کرده است.
بیشتر بخوانید: صدای انفجارهای امروز شوشتر ناشی از امحای مهمات است
گزارشهای اخیر حاکی از آن است که آمریکا در ماههای گذشته عملیات مینروبی پرریسکی را در تنگه هرمز انجام داده است. این عملیات با استفاده از غواصان، شناورهای رباتیک و سامانههای مجهز به سونار به منظور مقابله با تهدید مینها صورت گرفته است. با این حال، ابهاماتی درباره وجود و محل دقیق مینها همچنان باقی است.
جنگ مینها؛ سلاح نامتقارن
مینها بهطور خاص برای غرقکردن کشتیها طراحی نشدهاند. گاهی اوقات، فقط وجود احتمال مین در یک منطقه میتواند کشتیهای تجاری را مجبور به کاهش سرعت، تغییر مسیر و افزایش هزینههای بیمه کند. در این شرایط، حتی اگر هیچ کشتیای با مین برخورد نکند، احتمال برخورد میتواند اثر اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
این ویژگی، مین را به یک سلاح نامتقارن تبدیل میکند که هزینه تولید و استقرار آن بسیار کمتر از هزینههایی است که برای مقابله با آن به طرف مقابل تحمیل میشود. در جنگ دریایی مدرن، مینگذاری بهتنهایی تهدیدی جدی نیست، بلکه هنگامی خطرناکتر میشود که با سایر تهدیدات ترکیب شود.
آمریکا برای مقابله با این تهدید از ترکیبی از سامانههای بدون سرنشین، غواصان تخصصی و تجهیزات مینروبی استفاده میکند. با این حال، پاکسازی یک مسیر دریایی تنها زمانی موثر است که اطمینان حاصل شود که مسیر دوباره مینگذاری نخواهد شد.
پیامدهای جنگ مینها
اگر یک طرف بتواند قابلیت مینگذاری مجدد را حفظ کند، طرف مقابل ممکن است مجبور شود که همزمان با عملیات پاکسازی، عملیات شناسایی و مراقبت مستمر نیز انجام دهد. این بدان معناست که تعداد بیشتری شناور، هواگرد و نیروی انسانی باید برای حفاظت از مسیر دریایی اختصاص یابد.
این مسئله بهویژه برای ایران به دلیل موقعیت جغرافیاییاش در شمال خلیج فارس اهمیت دارد. دسترسی به سواحل طولانی و نزدیکی به مسیرهای اصلی دریایی، محیط خلیج فارس را برای عملیاتهای دریایی نامتقارن مناسب کرده است. در سوی دیگر، آمریکا نیز سالها برای مقابله با چنین سناریویی آموزش دیده است و وجود یگانهای مینروبی، تجهیزات زیرسطحی و سامانههای شناسایی مین نشاندهنده جدیت این کشور در مواجهه با تهدیدات است.
با افزایش درگیریها، عملیات مینروبی در تنگه هرمز اهمیت بیشتری پیدا کرده و بهنظر میرسد که در جنگ دریایی مدرن، "باز کردن مسیر" به اندازه "بستن مسیر" اهمیت دارد. درگیریهای اخیر میان ایران و آمریکا نشان میدهد که تنگه هرمز همچنان یکی از اصلیترین نقاط فشار دو طرف است.
بیشتر بخوانید: اجتماع خونخواهی رهبر شهید در تنکابن · قطر پیشنهادهایی برای نزدیکی مواضع ایران و آمریکا مطرح کرده است




