مهر فقیر، نامی آشنا برای بسیاری از خانوادههای ایرانی است که در این روزها با چالشهای جدی در زمینهٔ تحصیل و هزینههای زندگی روبرو هستند. حامد، پدر دو دختر، به وضوح از بار سنگین اقتصادی که بر دوش خانوادهاش قرار دارد، سخن میگوید. او به تازگی نزدیک به هشت میلیون تومان صرف خرید وسایل تحصیلی برای دخترانش کرده است.
هزینههای سنگین تحصیل
حامد ادامه میدهد: «جز شهریه، چند روز پیش ما برای خرید کاغذ، مداد، پاککن و این خردهریزهایی که موردنیاز بچه است، نزدیک هشت میلیون تومان خرید کردیم. برای خرید روپوش مدرسه دخترم که به پیشدبستان میرود، چهار میلیون دادیم.» این اعداد به وضوح نشاندهندهٔ فشار اقتصادی بر خانوادههاست که نه تنها بر کیفیت زندگی تأثیر میگذارد، بلکه میتواند آیندهٔ تحصیلی فرزندان را نیز به خطر بیندازد.
خطر ترک تحصیل
با توجه به این هزینهها، بسیاری از خانوادهها مجبور به اتخاذ تصمیمات دشواری میشوند. حامد به نگرانیهای خود دربارهٔ ادامهٔ تحصیل دخترانش اشاره میکند و میگوید: «اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است دخترانم نتوانند به تحصیل ادامه دهند.» این جمله نه تنها نشاندهندهٔ نگرانیهای حامد، بلکه نمادی از چالشهای بزرگتر اجتماعی است که در مهر فقیر در حال شکلگیری است.
به نظر میرسد که وضعیت اقتصادی کشور به گونهای پیش میرود که خانوادهها به شدت در معرض خطر ترک تحصیل فرزندانشان قرار دارند. حامد و امثال او تنها نمونههایی از میلیونها ایرانی هستند که در این شرایط دشوار دست و پا میزنند و به دنبال راهی برای حفظ آیندهٔ فرزندانشان هستند.




