عادت، نیرویی خاموش است که میتواند رفتارهای فردی و اجتماعی را تثبیت کند و مرز میان «آنچه باید باشد» و «آنچه صرفا به آن خو گرفتهایم» را از میان ببرد. در عرصه سیاست، این ویژگی انسان اهمیتی دوچندان پیدا میکند. جامعه ممکن است در برابر یک سیاست جدید مقاومت کند، اعتراض نشان دهد و آن را ناعادلانه یا غیرمنطقی بداند؛ اما اگر همان سیاست بهتدریج استمرار پیدا کند، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود.
قدرت تداوم و عادت
تغییرات سیاسی یا اجتماعی در آغاز با واکنشهای شدیدی روبهرو میشوند. انسان نسبت به تغییرات حساس است؛ زیرا احساس امنیت ناشی از وضعیت آشنا را بر هم میزند. اما تداوم، قدرتی دارد که گاه از استدلال نیز مؤثرتر است. چیزی که بارها تکرار شود، بهتدریج از حوزه پرسش خارج میشود و به وضعیت عادی بدل میشود.
بیشتر بخوانید: حسن رسولی به طرح عدم کفایت پزشکیان واکنش نشان داد
ممکن است یک قانون تازه در ابتدا محدودکننده به نظر برسد و با مخالفت عمومی مواجه شود. اما پس از گذشت زمان، نسلها و گروههای اجتماعی به آن خو میگیرند. برای کودکانی که در شرایط جدید رشد میکنند، وضعیت پیشین قابل مقایسه نیست و سیاست موجود به بخشی از طبیعت زندگی اجتماعی تبدیل میشود.
نقش رسانهها و پرسشگری
رسانهها در شکلگیری عادت جمعی نقش مهمی دارند. تکرار یک روایت، یک واژه، یک تصویر یا یک تفسیر سیاسی میتواند در بلندمدت بر ادراک عمومی تأثیر بگذارد. هرچه یک موضوع بیشتر در قالبی مشخص تکرار شود، احتمال طبیعی جلوهکردن آن افزایش مییابد. اما این تکرار باید با پرسشگری توأم باشد تا به تبدیل عادت به معیار حقیقت منجر نشود.
در این راستا، پرسشگری میتواند از تبدیل عادت به معیار حقیقت جلوگیری کند. باید گاهبهگاه از خود بپرسیم: آیا این سیاست واقعا ضروری است یا فقط به آن عادت کردهایم؟ آیا پذیرش عمومی، نشانه رضایت آگاهانه است یا نتیجه سازگاری؟
به این ترتیب، عادت میتواند نهتنها زمینه پذیرش، بلکه زمینه تولید استدلال برای دفاع از وضع موجود را نیز فراهم کند. زمانی که عادت، واقعیت موجود را به امری طبیعی تبدیل کند، نقد آن دشوارتر میشود و جامعه ممکن است به سادگی شرایط موجود را بپذیرد.
بیشتر بخوانید: حجت الاسلام حسینی: ملت ایران تا رسیدن به پیروزی نهایی در صحنه هستند · چامسکی: از یازده سپتامبر تا جنگ رمضان، قدرت مهارنشده آمریکا




