علی بزمآمون، جامعهشناس، روانکاو و معمار، در تحلیل خود از حسادت در جامعه ایران به ریشههای این احساس درونی و تأثیرات اجتماعی آن اشاره کرده است. او به نقل از مولانا بیان میکند که حسادت نه تنها یک رذیلت فردی، بلکه بازتابی از زخمهای عمیق اجتماعی است.
حسادت، نشانهای از حقارت
بزمآمون با استناد به ابیات مولانا، به بررسی این نکته میپردازد که حسادت در واقع یک مکانیسم دفاعی است که از زخم کهنتر «حقارت» سرچشمه میگیرد. مولانا در قرن هفتم هجری به درک عمیقی از این احساس رسیده و آن را با تحلیلات فروید و ملانی کلاین پیوند میدهد. بزمآمون تأکید میکند که حسادت به عنوان یک واکنش، نه تنها به رقیب بیرونی بلکه به خود فرد و احساسات درونیاش مرتبط است.
بیشتر بخوانید: کریس مورفی: آمریکاییها خواهان جنگ مجدد با ایران نیستند
فروید و کلاین در تحلیل حسادت
فروید در مقالهای در سال ۱۹۲۲ به این نکته اشاره میکند که در حسادت، ابژه همواره از پیش از دست رفته است و آنچه فرد حسود در دیگری میبیند، خودِ آرمانی گمشده خویش است. ملانی کلاین نیز حسد را به عنوان خشم اولیه نسبت به ابژهای که «چیز خوب» را در خود دارد تعریف میکند. به اعتقاد او، این حس بدوی همان «کمتری» است که مولانا به آن اشاره کرده است.
بزمآمون با بررسی پژوهشهای کیفی روی دانشجویان دانشگاه یزد، هشت زمینه اجتماعی برای حسادت شناسایی کرده که «مخاطره محرومیت» مهمترین آنهاست. این پژوهش نشان میدهد که فرد خود را با دیگری مقایسه میکند و اگر این تفاوت را ناعادلانه ارزیابی کند، حسادت برانگیخته میشود. این ارزیابی عدالت، به عنوان یک عامل حیاتی در شکلگیری حسادت در نظر گرفته میشود.
نقش رسانهها و نابرابریهای اجتماعی
رسانهها به عنوان کاتالیزور این فرایند عمل میکنند و با ایجاد مقایسههای صعودی، سطح توقعات را افزایش میدهند. بزمآمون به مطالعهای روی ۳۴۲ کارمند دولت در تهران اشاره میکند که نشان میدهد مورد حسادت واقعشدن با رفتارهای تخریبی در محیط کار رابطه مستقیم دارد. این رابطه زمانی تشدید میشود که فرد بیعدالتی را درک کند.
مولانا نیز در حکایت «پادشاه جهود و وزیر حسود» به خوبی نشان میدهد که حسادت چگونه میتواند کل یک جامعه را نابود کند. این امر به ویژه در محیط کاری مشهود است، جایی که فرد مورد حسادت قرار میگیرد و نهتنها از حمایت همکاران محروم میشود، بلکه با تخریب فعال نیز مواجه میگردد.
راههای درمان حسادت
مولانا دو راه درمان برای حسادت پیشنهاد میکند: تواضع و پرهیز از مقایسه. هرچند این راهحلها در سطح فردی معتبر هستند، اما در سطح اجتماعی ناکافیاند. بزمآمون تأکید میکند که اگر حسادت محصول «ارزیابی ناعادلانه از محرومیت» است، درمان آن در کاهش نابرابریهای ساختاری و بازسازی احساس انصاف نهفته است.
در نهایت، بزمآمون به این نکته اشاره میکند که حسادت در جامعه ایرانی نه تنها یک احساس فردی، بلکه یک مسئله اجتماعی است که نیاز به توجه و درمان در سطح کلان دارد. با توجه به شرایط موجود، اقدامات لازم برای کاهش این زخم اجتماعی باید در دستور کار قرار گیرد.
بیشتر بخوانید: اعتراضهای پیاپی در گردهمایی ترامپ در تگزاس · سرقت گوشی در خیابان با حضور شاهدان بیتفاوت




