علی عباسی: معلولیت حضور غایب در روابط بین‌الملل است
تحلیل

علی عباسی: معلولیت حضور غایب در روابط بین‌الملل است

معلولیت؛ یک غیاب بنیادین در عرصه روابط بین‌الملل

منبع تصویر: sharghdaily.com

توسط ۴ دقیقه زمان مطالعه ۴۵,۱۷۵

خلاصهٔ خبر

  • معلولیت؛ یک غیاب بنیادین در عرصه روابط بین‌الملل
  • این خبر به اهمیت حضور افراد دارای معلولیت در مباحث روابط بین‌الملل اشاره دارد و نشان می‌دهد که نادیده‌گرفتن این جمعیت، نه تنها بر تحلیل‌های سیاست‌گذاری تأثیر می‌گذارد، بلکه به تداوم نابرابری‌های اجتماعی دامن می‌زند.
  • ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت جهان افراد دارای معلولیت هستند.
  • ۸۰ درصد افراد دارای معلولیت در کشورهای جنوب جهانی زندگی می‌کنند.

علی عباسی، پژوهشگر حوزه مطالعات معلولیت، بین ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت جهان را افراد دارای معلولیت تشکیل می‌دهند. این رقم به معنای نزدیک به یک‌ونیم میلیارد نفر است؛ جمعیتی بزرگ‌تر از کل ساکنان اروپا و آمریکای شمالی. با این حال، علی عباسی تأکید می‌کند که اگر صفحات کتاب‌ها و مقالات رشته روابط بین‌الملل را ورق بزنید، ردپای این جمعیت عظیم را به سختی پیدا می‌کنید. این غیاب عجیب نشان می‌دهد معلولیت در مطالعات روابط بین‌الملل، نه یک موضوع حاشیه‌ای، بلکه یک «حضور غایب» بنیادین است.

تأثیرات معلولیت در فرآیندهای بین‌المللی

معلولیت هم نتیجه مستقیم بسیاری از فرایندهای بین‌المللی است و هم در تحلیل این فرایندها تقریبا نادیده گرفته می‌شود. جنگ‌ها، تجارت تسلیحات، آزمایش‌های هسته‌ای، آلودگی محیط‌زیست و بازار دارو همگی به شکل گسترده‌ای معلولیت تولید می‌کنند. با این وجود، رشته روابط بین‌الملل همچنان این واقعیت را در حاشیه نگه داشته است. این سکوت تصادفی نیست و توان‌گرایی (Ableism) به‌عنوان مجموعه‌ای از روابط قدرت نابرابر که بر اساس عملکرد واقعی یا ادراک‌شده بدن و ذهن شکل می‌گیرد، در تاروپود مفاهیم و رویه‌های روابط بین‌الملل تنیده شده است.

پیوند نئولیبرالیسم و معلولیت

یکی از ریشه‌های این نادیده‌انگاری، پیوند عمیق میان سرمایه‌داری نئولیبرال و تعریف معلولیت است. در منطق نئولیبرالیسم، افراد به دو دسته تقسیم می‌شوند: کسانی که «توانا» و مولد هستند و کسانی که «ناتوان» و وابسته به شمار می‌آیند. افراد دارای معلولیت به‌طور سیستماتیک در دسته دوم قرار می‌گیرند. پژوهشگران مطالعات انتقادی معلولیت نشان می‌دهند که تمرکز بر بهره‌وری، نه‌تنها اشکال جدیدی از آسیب را ایجاد می‌کند، بلکه فرایندهای ساختاری معلول‌سازی را نیز نامرئی می‌کند.

در میان حوزه‌های مختلف روابط بین‌الملل، مطالعات جنگ و پساجنگ بیش از سایر حوزه‌ها به معلولیت توجه نشان داده‌اند. جنگ یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان معلولیت در جهان است، اما تحلیل‌ها در این حوزه نیز اغلب سطحی باقی می‌مانند. بررسی توافق‌نامه‌های صلح نشان می‌دهد که افراد دارای معلولیت تقریبا در هیچ‌یک از مراحل گذار از جنگ به صلح به‌طور معنادار حضور ندارند.

چالش‌های معلولیت و فقر

رابطه میان معلولیت و فقر، یکی از شناخته‌شده‌ترین واقعیت‌های توسعه جهانی است: معلولیت فقر می‌آفریند و فقر نیز معلولیت ایجاد می‌کند. اکثریت قریب به اتفاق افراد دارای معلولیت در کشورهای جنوب جهانی زندگی می‌کنند. با این وجود، مطالعات توسعه نیز برای دهه‌ها این واقعیت را در حاشیه نگه داشته‌اند. سیاست‌های «توسعه فراگیر معلولیت» که در سال‌های اخیر توسط برخی کشورهای اهداکننده ترویج شده، اغلب رویکردهای شمال جهانی را بازتولید می‌کنند.

تصویب کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت سازمان ملل در سال ۲۰۰۶، نقطه عطفی در توجه بین‌المللی به حقوق معلولیت بود. این کنوانسیون نه‌تنها معلولیت را به‌عنوان یک مفهوم در حال تحول تعریف کرد، بلکه نقش سازمان‌های افراد دارای معلولیت را در فرایند تدوین و اجرای آن برجسته کرد. با این حال، تأثیر کنوانسیون در جنوب جهانی، جایی که ۸۰ درصد افراد دارای معلولیت جهان زندگی می‌کنند، بسیار کمتر از شمال بوده است.

پژوهشگران برای عبور از این بن‌بست، مجموعه‌ای از مفاهیم انتقادی را پیشنهاد می‌کنند که می‌توانند نگاه روابط بین‌الملل را دگرگون کنند. این مفاهیم شامل توان‌گرایی ملی‌گرایانه، استثناگرایی معلولیتی و امنیت هستی‌شناختی است که نشان‌دهنده نیاز به تغییر در درک و توجه به افراد دارای معلولیت در چارچوب روابط بین‌الملل است.

منبع: sharghdaily.com

چرا این خبر مهم است؟

این خبر به اهمیت حضور افراد دارای معلولیت در مباحث روابط بین‌الملل اشاره دارد و نشان می‌دهد که نادیده‌گرفتن این جمعیت، نه تنها بر تحلیل‌های سیاست‌گذاری تأثیر می‌گذارد، بلکه به تداوم نابرابری‌های اجتماعی دامن می‌زند. توجه به این موضوع می‌تواند به تغییرات مثبت در سیاست‌های جهانی و درک بهتر از چالش‌های توسعه منجر شود.

پیشینه

معلولیت به عنوان یک موضوع حاشیه‌ای در مطالعات روابط بین‌الملل مورد غفلت قرار گرفته است، در حالی که این جمعیت بزرگ در بسیاری از فرآیندهای بین‌المللی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. همچنین، پیوند میان نئولیبرالیسم و تعریف معلولیت، به نادیده‌انگاری این گروه دامن می‌زند.

اعداد مهم

– ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت جهان افراد دارای معلولیت هستند.
– ۸۰ درصد افراد دارای معلولیت در کشورهای جنوب جهانی زندگی می‌کنند.