مائده مرتضوی در آخرین رمان خود از زخمهایی نادیدنی میگوید که نسل به نسل میچرخند و گاه حتی رهایی از آنها ممکن نیست. پیش از آنکه به دنیا بیاییم، جای ما در ساختار خانواده و جامعه تعیین شده است. درست همانند آرزو که قرار است جایگزینی برای سوگ سرکوبشده خواهر ازدسترفته مادرش باشد.
روایت امید و قدرت مردانه
فصل اول رمان که راوی آن امید است، یک «گفتمان مردانه» است؛ روایت زندگیای که او تصور میکرده فقط یک مرحله است که باید از آن عبور کند و وارد مرحله جدید شود. میشل فوکو معتقد بود قدرت مثل یک جریان در تمام روابط اجتماعی جاری است و فقط از بالا به پایین اعمال نمیشود. در نگاه فمینیستی، این یعنی مردان از طریق «روایتکردنِ زنان»، قدرت خود را اعمال میکنند. امید با روایت خود، این قدرت را دارد که خودش را قربانی این زندگی مشترک نشان دهد؛ وظیفه پرستاری از دختر مادری که خود را مدیون او میدانست.
بیشتر بخوانید: رزمایش جانفدایان در کیش با حضور مردم برگزار شد
چرخش رفتار و خشونت نمادین
مائده مرتضوی این چرخش در رفتار شخصیتها را بهخوبی نمایان میکند. در نظام مردسالار، مرد مجاز است زنِ ناقص یا دیوانه را طرد کند، چون او دیگر کارکرد سنتی خود، همسر و مادری موفق را ندارد. خشونت نمادین در این است که امید، ضعف روانی رؤیا را بهانهای برای نادیدهگرفتن او و خروج از زندگی مشترک میکند. شواهد درونمتنی نشان میدهد که رؤیا از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ناشی از فقدان پدر و خواهر رنج میبرد و نشانههای آن پس از زایمان، با دیدن و شنیدن صدای خواهرش، عود میکند.
در نهایت، رمان «در تدارک زندگی نکرده» به ما میآموزد که در ساختار موجود، زنان هرچقدر هم تلاش کنند صدای خود را پیدا کنند، جامعه مردسالار راهی برای سرکوب آنها پیدا میکند و تمامی تلاش شخصیتها برای تعریف نقش خودشان در ساختار موجود نافرجام میماند. این پایان تراژیک نشان میدهد که حتی نسل آگاهتر نیز نمیتواند از چرخه خشونت و دیگریسازی بگریزد.
بیشتر بخوانید: قوه قضاییه: با جدایی گرهای باز نمیشود · نمایش خون باید یاگو به کارگردانی حبیب نریمانی روی صحنه رفت




