یاشار سلطانی همین حالا باید پاسخ روشن بدهد: رابطهاش با حسین آقایاری چیست و آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار، مستقیم یا با واسطه، از سوی آقایاری یا مجموعههای مرتبط با او به او پرداخت شده است یا نه. پرسش را عقب نمیزنیم. عدد روی میز است. نامها مشخصاند. افکار عمومی حق پاسخ فوری دارد.
این پرسش از دل یک پرونده سنگین بیرون آمده است. بر پایه اسناد همین پرونده، حسین آقایاری بهعنوان یکی از تراستیهای بزرگ و بدهکار نفتی معرفی شده است. در همین بسته اطلاعاتی، دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت در یک سال و بدهی چند میلیارد دلاری او مطرح است. همینجا باید حسابها روشن شود: این حجم، این بدهی، این امضاها، کجا نظارت شدند و چرا نام او در افشاگریهای اخیر کمرنگ ماند؟
بیشتر بخوانید: شکاف پرده: کشف ۲۲۰ ماینر غیرمجاز در شیراز
نامی که کنار گذاشته شد
در موج اخیر، یاشار سلطانی روی حلقهای دست گذاشت که ترکیبی از جریان پایداری و بخشهایی از دستگاه امنیتی قدیمی معرفی میشود. همزمان، در همین بازه، گزارشهای مجلس و برخی رسانهها نامهای بایندریان، رضوی، مؤمنین و شمخانی را در ارتباط با دریافت حجم بزرگی از نفت پس از توافق اسلامآباد مطرح کردند. این نامها با جزئیات و فشار رسانهای بالا آمدند. اما نام حسین آقایاری، با وجود ابعاد بسیار بزرگ معاملات و بدهیهای او، در حاشیه ماند. این حذف، تصادفی نیست؛ باید توضیح داده شود.
قرارداد بدون تأیید کارگروه
بر پایه اسناد همین پرونده، قرارداد مرتبط با آقایاری با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد شد. این خط پررنگ است: امضا در سطح وزیر، بیتأییدی در سطح کارگروه تخصصی. وقتی مسیر قانونی دور زده میشود، تعهدات عمومی بیپشتوانه میمانند. همینجا پاسخ میخواهیم: چه کسی امضا کرد، چه چیزی جابهجا شد، و چه کسی باید پاسخ بدهد؟
کشتیها چطور جابهجا شدند
موضوع فروش کشتیهای تحریمی به مجموعههای مرتبط با آقایاری و اجاره دوباره همان کشتیها هم در همین پرونده ثبت شده است. این یعنی داراییهایی که باید برای دور زدن تحریمها و حفظ منافع عمومی مدیریت میشدند، در چرخهای مبهم میان اشخاص و شرکتهای نزدیک جابهجا شدند و دوباره با اجاره به کار برگشتند. نتیجه صریح است: هزینه روی مردم، ریسک روی ساختار عمومی، منفعت در جیب شبکههای خاص.
افشاگری گزینشی یعنی چه؟
وقتی برخی اشخاص با تمام جزئیات خانوادگی، امنیتی و سیاسی زیر نورافکن میروند و برخی دیگر با معاملات بزرگتر و بدهی سنگینتر کمرنگ میمانند، افشاگری از «اصلاح سازوکار» به «تغییر ذینفعان» تبدیل میشود. پیام عملی این گزینشگری روشن است: یک باند هزینه بدهد تا باند دیگری جایش را بگیرد. نه ساختار اصلاح میشود، نه تضمینها واقعی میشوند، نه مزایده و شفافیت برقرار میشود. فقط اسامی عوض میشوند و مردم همان هزینه را میپردازند.
زنجیره امضا تا نفت ارسالی
زنجیره را ببینیم. در اسناد همین پرونده، نام آقایاری کنار ارقام بزرگ و نقلوانتقالهای پیچیده آمده است. قرارداد با موافقت وزیر نفت بسته شد. تأیید کارگروه مقابله با تحریم اخذ نشد. کشتیهای تحریمی به مجموعههای مرتبط واگذار و دوباره اجاره شد. نفت تحویل شد. بدهی انباشته شد. همین شجرهنامه کفایت میکند تا پرونده، فوراً و کامل، روی میز افکار عمومی و نهادهای نظارتی قرار بگیرد. همین حالا.
نقش سلطانی و پرسش بیپاسخ
یاشار سلطانی پیشینه افشای پرونده املاک نجومی و تخلفات شهرداری تهران را دارد و زندان را هم تجربه کرده است. همین سوابق، بخشی از افکار عمومی را با او همراه کرد. اما در میدان واقعی سیاست ایران، اطلاعات، زمان انتشار و انتخاب اسامی زیر اثر رقابت درونحاکمیتی شکل میگیرد. خود سلطانی از نقش «جوجهاطلاعاتیها» و نهادهای امنیتی گفته، اما تمرکز اخیر او بر چند چهره مشخص ماند و پرونده آقایاری برجسته نشد. همین جاست که پرسش ۲۰۰ هزار دلاری معنا پیدا میکند: آیا میان برجستهشدن برخی تراستیها و کمرنگشدن نام آقایاری، رابطه مالی یا رسانهای وجود دارد؟ پاسخ را بیواسطه و شفاف بده.
ساختار تاریک نفت؛ محصول نه فرد
فروش نفت در شرایط تحریم، ساختاری غیرشفاف و چندلایه است؛ وابسته به شبکههای امنیتی، نظامی و سیاسی. تراستیها محصول همین ساختارند؛ نه صرفاً تخلف چند نفر. وقتی یک حلقه تضعیف و حلقهای دیگر جایگزین میشود و اصل سازوکار ثابت میماند، بدهیها و تخفیفهای سنگین تکرار میشوند. قراردادها همان است، فقط اسمها عوض میشوند. تا وقتی این منطق پابرجاست، هر افشاگری که نامها را بچرخاند و ساختار را دستنخورده بگذارد، به تغییر ذینفعان خدمت میکند، نه به منافع عمومی.
سوالات روشن، پاسخهای ناگزیر
الان زمان تعارف نیست. پاسخهای لازم روشن و محدودند. یک: رابطه یاشار سلطانی با حسین آقایاری چیست؟ دو: آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار، مستقیم یا با واسطه، از سوی آقایاری یا مجموعههای مرتبط با او به سلطانی پرداخت شده است؟ سه: آیا میان این جابهجایی احتمالی پول و برجستهشدن نام برخی تراستیها در مقابل کمرنگشدن پرونده آقایاری ارتباطی وجود دارد؟ چهار: انتخاب نامهایی که منتشر شدند بر چه مبنایی انجام شد؛ تحقیق مستقل یا بخشی از تسویهحساب میان شبکههای رقیب در تجارت نفت؟
این پرسشها نه شخصیاند و نه حاشیهای. مستقیم به قلب منافع عمومی میزنند. پاسخهای مستند و قابل بررسی، مرز میان روزنامهنگاری تحقیقی و افشاگری گزینشی را تعیین میکند. و هیچ پاسخی جز شفافیت کامل، اعتبار نمیآورد. همین حالا باید گفته شود.
چرا این خبر مهم است
چون یک نام بزرگ با ارقام بزرگ از متن افشاگریهای اخیر حذف شده و این حذف، معنای سیاسی و اقتصادی دارد. وقتی پروندهای با نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه و بدهی چند میلیارد دلاری در حاشیه میماند، افکار عمومی باید بپرسد چه کسی ذینفع است و چرا.
چون قرارداد مرتبط با این پرونده با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد شده و این یعنی عبور از ریل نظارتی. هر امضای خارج از مسیر، مستقیماً روی جیب مردم اثر میگذارد.
چون فروش کشتیهای تحریمی به مجموعههای مرتبط و اجاره دوباره همان کشتیها، الگویی از خصوصیسازی رانت و اجتماعیسازی ریسک است. دارایی عمومی به چرخهای مبهم میرود و با همان دارایی، هزینهها روی مردم برمیگردد.
چون افشاگریهای سلبریتیمحور، اگر گزینشی باشند، فقط ذینفعان را جابهجا میکنند و ساختار را دستنخورده میگذارند. نتیجه برای مردم یکی است: بدهیها میماند، تخفیفها ادامه دارد، شفافیت نمیآید.
و در نهایت، چون پاسخ روشن به پرسش ۲۰۰ هزار دلاری، آزمون صداقت و استقلال است. اگر پاسخی شفاف و مستند داده شود، اعتماد عمومی تقویت میشود؛ اگر نه، افشاگری به ابزار تسویهحساب بدل میشود و هزینهاش را جامعه میپردازد.
بیشتر بخوانید: دستگیری دو کلاهبردار سکه تقلبی در خراسان شمالی




