ایران به عنوان یکی از اصلیترین پذیرندگان سرریزهای انسانی بحران افغانستان، با چالشهای جدی ناشی از بیثباتی این کشور مواجه است. تحولات اخیر افغانستان، به ویژه سلب مالکیت، تخلیه اجباری و فشار بر جوامع شیعه و هزاره، نشاندهنده یک الگوی فشار چندوجهی و ساختاری است که باید مورد بررسی قرار گیرد.
هزینههای ایران در بحران افغانستان
ایران در طول دههها، هزینههای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی زیادی را به دلیل بیثباتی افغانستان متحمل شده است. این هزینهها نه تنها شامل پذیرش مهاجران میشود، بلکه به زیرساختها و منابع اقتصادی کشور نیز آسیب رسانده است. بنابراین، ایران حق دارد به عنوان کشوری که مستقیماً از وضعیت افغانستان متأثر شده، نسبت به امنیت و ثبات آن کشور مطالبهگر باشد.
بیشتر بخوانید: الیاس حضرتی: مردم پای کار ایراناند
این در حالی است که ایران باید به تعادل در روابط خود با حاکمیت طالبان برسد. برای ایران، مسئله فقط صیانت از حقوق شیعه و هزاره نیست، بلکه حقوق برابر شهروندی برای تمام مردم افغانستان باید در نظر گرفته شود. این رویکرد میتواند به تقویت جایگاه ایران در عرصه دیپلماتیک کمک کند.
فشار بر نهادها و حقوق بشر
تعطیلی یا محدودسازی رسانهها و نهادهای اجتماعی در افغانستان، به معنای تضعیف ظرفیت جامعه برای دفاع از حقوق خود است. این فشارها باید در یک پازل واحد بررسی شوند تا از بروز مشکلات جدیتر جلوگیری شود. اگر سلب مالکیت و تخلیه اجباری به طور هدفمند انجام گیرد، تبعات آن میتواند منجر به بیثباتی بیشتری در منطقه شود.
ایران باید با استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک و حقوقی خود، به مطالبهگری از حاکمیت افغانستان پرداخته و ضمن حفظ منافع ملی، از حقوق مردم افغانستان دفاع کند. این تعامل میتواند شامل مستندسازی موارد نقض حقوق بشر و انتقال نگرانیها به مقامات افغانستان باشد.
در نهایت، ایران نمیتواند به عنوان یک کشور بلاگردان جغرافیایی بحران افغانستان عمل کند. بلکه باید به عنوان یک بازیگر فعال و مسئول در عرصه بینالمللی، حقوق بشر و امنیت انسانی را در اولویت قرار دهد. حق ایران در مطالبهگری نه تنها از نظر اخلاقی، بلکه از نظر امنیتی نیز ضروری است.
بیشتر بخوانید: جنگ ۴۰روزه آمریکا و اسرائیل و تغییر معادلات کُردی · رزمایش بزرگ جانفدایان ایران در تهران برگزار شد




