پوتین با چالشهای پیچیدهای برای عادیشدن زندگی در روسیه مواجه است. وقتی از یک روس معمولی بپرسید "اوضاع چطور است؟"، پاسخ او اغلب یک کلمه است: نرمال. زندگی زمانی نرمال است که نه وضع فوقالعاده خوبی داشته باشید و نه با شرایطی کاملا فاجعهبار روبهرو باشید. با این حال، بیشتر روسها به این نتیجه رسیدهاند که زندگی عادی به معنای توانایی برای گذران روزگار، داشتن رابطه خوب با فرزندان و عدم مداخله مقامهای حکومتی است.
پیامدهای جنگ اوکراین بر زندگی روسها
حکومت پوتین این مفهوم از عادیبودن را به چالش کشیده است. پیش از حمله گسترده روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، زندگی برای روسهای معمولی و حتی نخبگان این کشور، در مجموع نرمال بود. اما اکنون، پس از چهار سال و نیم جنگ، زندگی برای روسهایی که خارج از حبابهای نسبتا امن مسکو و سنپترزبورگ زندگی میکنند، دیگر چندان «عادی» نیست. حتی ساکنان این دو شهر بهتدریج با پیامدهای جنگی روبهرو شدهاند که برای مدت طولانی آن را درگیریای دوردست و تقریبا خیالی میدانستند.
بیشتر بخوانید: رئیسجمهور در رزمایش جانفدایان ایران حاضر شد
ضرورت پایان جنگ برای بازگشت به وضعیت عادی
بازگشت به وضعیت عادی مستلزم پایان جنگ است و این امر تا حد زیادی به معنای پایان حکومت پوتین خواهد بود. ممکن است پوتین حتی در شرایط ادامه جنگ نیز بر اثر کودتا از قدرت کنار گذاشته شود، اما تا زمانی که او به دلایل شخصی و سیاسی خود همچنان بر ادامه جنگ اصرار داشته باشد، پایاندادن به آن دشوار خواهد بود.
فرهنگ سیاسی و برداشت روسها از هویت ملیشان نیز به این موضوع دامن میزند. یکی از عناصر اصلی تصور روسها از خود، این اعتقاد ریشهدار است که روسیه به شکلی منحصربهفرد برای بزرگبودن ساخته شده است. در چنین نگرشی، مأموریت تاریخی روسیه دقیقا نقطه مقابل زندگی عادی است. روسیه قرار نیست صرفا در مرزهای خود مستقر شود و زندگی روزمره مردم را سامان دهد، بلکه باید سرنوشت تاریخی خود را محقق کند.
این نگاه در میان چهرههایی مانند ولادیمیر پوتین و پاتریارک کریل رهبر کلیسای ارتدوکس روسیه و همچنین دیمیتری مدودف و ولادیمیر سولوویوف دیده میشود. بخشی از جامعه روسیه نیز با این دیدگاهها همراه است. این نگرشها نشاندهنده وجود یک ساختار سیاسی و فرهنگی پایدار در روسیه است.
چالشهای عادیشدن و تاثیرات آن بر همسایگان
عادیشدن روسیه فقط برای خود این کشور اهمیت ندارد؛ برای همسایگانش نیز مسئلهای حیاتی است. فرهنگ عظمتطلبی و ساختار امپراتوری بهتنهایی نه شرط ضروری و نه شرط کافی برای آغاز جنگ از سوی مسکو هستند. در این راستا، عادیشدن روسیه به یک شکست نیاز دارد. تنها در صورتی که روسیه به شکست روشنی از اوکراین متحمل شود، ممکن است بتواند به سمت عادیشدن حرکت کند.
در نهایت، روسها در یک دور باطل گرفتار شدهاند. کنارگذاشتن فرهنگ سیاسی مبتنی بر عظمت و امپریالیسم میتواند راه را برای عادیشدن روسیه باز کند؛ اما همزمان یکی از منابع مهم غرور ملی و احساس قدرت را از بین خواهد برد. کوچکترکردن یا حتی برچیدن ساختار امپراتوری هم میتواند شرایط را برای عادیشدن روسیه فراهم کند؛ اما این امر به یک پیروزی بزرگ اوکراین یا اصلاحات عمیق نیاز دارد.
بیشتر بخوانید: دولت ترامپ در آستانه تصمیم بزرگ درباره جنگ با ایران · حمله موشکی روسیه کی یف را به لرزه درآورد




