خسرو ناقد در کتاب اخیرش با عنوان «گمگشته در کدام جهان؟»، به بررسی دلهرهها و ترسهای موجود در آثار فرانتس کافکا پرداخته است. این کتاب به تحلیل نوعی زیادهروی در واقعبینی که کافکا در آثارش به تصویر کشیده، میپردازد و نشاندهندهٔ چگونگی تأثیرگذاری این دلهرهها بر خواننده است.
دلهرهها و واقعیتهای کافکایی
ناقد معتقد است که آنچه در آثار کافکا تکاندهنده است، نه هولانگیزی آن، بلکه واقعبودگیاش است. او یکی از ویژگیهای درخشان داستاننویسی کافکا را واقعنمایی غیرواقعیتها و تبدیل رؤیاهایش به واقعیت میداند. این واقعیتها، هرچند غیرعقلانی و خوابآلوده، به خواننده این احساس را میدهد که ممکن است در چنین وضعیتی قرار بگیرد. شخصیتهای کافکا بهگونهای طراحی شدهاند که انگارهها و الگوهای گمنامی هستند و خواننده میتواند با آنها همذاتپنداری کند.
بیشتر بخوانید: حجتالاسلام سیدحسن حسینی: جانفدا بودن یک سبک زندگی است
پیوند با مخاطب و واقعیت کافکایی
ناقد در ادامه مینویسد که آثار کافکا، علیرغم گذشت بیش از صد سال از مرگ او، همچنان برای دوستداران ادبیات داستانی جذابیت دارد. بسیاری از رمانهای کافکا، مانند «قصر» و «محاکمه»، به خوبی نشاندهندهٔ سرنوشت انسانهایی هستند که در دنیای دیوانسالاری و اقتدارگرایی زندگی میکنند. شخصیتهای این داستانها در جستجوی معنا و رهایی از تسلط اربابان و کارگزارانشان هستند.
ناقد همچنین به پیچیدگی شخصیتهای کافکا اشاره میکند که در زوایای ذهنی پیچیدهای گرفتار شدهاند. این شخصیتها بهمرور زمان در دالانهای درهمتنیده و پیچدرپیچ قرار میگیرند که حتی با توصیف و تفصیل جزئیات نیز نمیتوانند راهی برای فرار پیدا کنند. این تصویر به خوانندگان منتقل میشود و آنها را نیز دچار سرگیجه و سردرگمی میکند.
نقد آدورنو و معمای کافکا
آدورنو، نظریهپرداز مشهور، به تمثیلیبودن آثار کافکا اشاره میکند و معتقد است که این آثار به نوعی از واقعیت متفاوتی پرده برمیدارند. او بیان میکند که کافکا با آثارش در تلاش است تا رابطهٔ سنتی خواننده با متن را مختل کند و احساسات مخاطب را به چالش بکشد. در واقع، شخصیتهای کافکا به نوعی با مخاطب در هم آمیخته میشوند و این احساس را به او میدهند که روایت به جانبش هجوم میبرد.
با این حال، آدورنو تأکید میکند که کافکا در آثارش به دنبال مقابله با اسطورهها و واقعیتهای موجود است. او در تلاش است تا با به تصویر کشیدن جهانی که در آن انسانیت سلب شده، ابعاد جدیدی از واقعیت را به مخاطب نشان دهد. این نبرد منفی کافکا، در واقع، تلاشی برای افشای حقیقتها و جوهر انسانی است که در دنیای مدرن گم شده است.
بهطور کلی، خسرو ناقد در کتاب خود به تحلیل عمق و پیچیدگی آثار کافکا میپردازد و نشان میدهد که چگونه دلهرهها و ترسهای موجود در این آثار، همچنان در دنیای معاصر برای انسانها معما و چالشی بزرگ به شمار میرود.
بیشتر بخوانید: آبشار چالدشت؛ مقصدی تازه در طبیعتگردی گیلان · فرشاد ابراهیمپور: قدرت ایران در سایه استقلال و ظرفیتهای بومی شکل گرفته است




