خشم اجتماعی یک واقعیت است که باید با شناخت ریشههای آن، به شکل مسالمتآمیز پاسخ داده شود. آدمی، هرقدر هم خود را محق بداند، معصوم نیست و این نکته در مورد گروهها و جریانها نیز صدق میکند. ممکن است در یک موقعیت حق با ما باشد و در موقعیت دیگر، حقیقت در سوی دیگری ایستاده باشد. خطر از آنجا آغاز میشود که «حق» را ملک شخصی خود بدانیم و هرچه را از خود میپسندیم، حق و هرچه را از دیگری میبینیم، باطل بنامیم.
تفاوت بین حقانیت و قدرت خشم
خشم همیشه حق نیست و گاهی از جایی نادرست برمیخیزد، همچون عدم شناخت، نفرت، تعصب و شایعه. با این حال، ناحق بودن خشم به معنای بیاثر بودن آن نیست. اینجاست که باید میان «حقانیت خشم» و «قدرت خشم» تفاوت قائل شد. خشم یک واقعیت اجتماعی است و پیش از آنکه بپرسیم صاحب این خشم محق است یا نه، باید ببینیم این خشم از کجا آمده است. چه رنجی پشت آن قرار دارد و چه تجربهای آن را ساخته است؟
بیشتر بخوانید: حجتالاسلام جلالی: سنگر خیابان را ترک نمیکنیم
راهکارهای مسالمتآمیز برای مواجهه با خشم
یک نارضایتی ممکن است با گفتوگو حل شود و یک اعتراض ممکن است با پاسخگویی آرام بگیرد. اما وقتی نارضایتیهای کوچک و بزرگ روی هم انباشته میشوند و بیاعتمادی جای اعتماد را میگیرد، خشم از یک احساس فردی عبور کرده و به نیرویی اجتماعی تبدیل میشود. هرچه این خشم متراکمتر شود، قدرت تخریبش بیشتر میشود، چه حق باشد و چه ناحق. حتی گاه خشم ناحق خطرناکتر است، زیرا ممکن است خود را به هیچ مرزی مقید نداند.
یک «اما» دیگر هم وجود دارد. باید اعتراض را از خشونت جدا کرد و نارضایتی را از تخریب. هر اعتراضی تهدید نیست و هر خشونتی نیز نمیتواند با نام اعتراض توجیه شود. سیاست عاقلانه، سیاستی نیست که فقط محکومیت خشم را بلد باشد، بلکه باید ریشههای خشم را ببیند و نگذارد نارضایتی به کینه و کینه به ویرانی تبدیل شود.
جامعه برای نفس کشیدن، به راههای قانونی و مسالمتآمیز بیان نارضایتی لازم دارد. اعتماد، پاسخگویی، عدالت و شفافیت همگی راههای کاهش تراکم خشم هستند. خشم را نمیتوان با «حکم» از میان برد. باید واقعیت اجتماعی را دید و برای آن راهی انسانی و مدنی پیدا کرد.
آخر سخن اینکه خشم را نه باید تقدیس کرد و نه تحقیر، بلکه باید فهمید. چون جامعهای که خشم خود را راهی برای شنیدهشدن نیابد، ممکن است روزی ویرانی را به جای گفتوگو بنشاند. هنر سیاست، پیش از آنکه تعیین کند کدام خشم حق است و کدام باطل، این است که نگذارد خشم آنقدر متراکم شود که جامعه، راه دیگری جز فریاد و ویرانی پیش روی خود نبیند.
بیشتر بخوانید: عادل مشایخی: تحلیل ماشینهای اجتماعی و رابطه حق و قدرت · نتایج بازیهای فوتبال در روزنامههای ورزشی ۲۴ شهریور ۱۴۰۵




