صداوسیما باید به صدای طیف خاکستری جامعه توجه کند تا سرمایه اجتماعی و امید عمومی را تقویت کند. در ادبیات سیاسی و رسانهای، «طیف خاکستری» به گروهی از شهروندان اشاره دارد که نه در زمره مخاطبان وفادار رسانهها هستند و نه از دایره تعلق ملی و فرهنگی خارجاند.
اهمیت صدای میانی
این افراد، که میتوان آنها را صدای میانی جامعه نامید، درباره مسائل مختلف بر اساس تجربه و کیفیت عملکرد مسئولان قضاوت میکنند. اهمیت این گروه در آن است که بخش عمدهای از سرمایه اجتماعی و ظرفیت شکلگیری تفاهم ملی در میان آنان قرار دارد. جلب اعتماد این طیف، بیشتر از تکرار پیامهای آشنا، نیازمند فهم زبان و دغدغههای آنهاست.
بیشتر بخوانید: چالش انسان در عصر دیجیتال و تاثیر الگوریتمها بر هویت
رسانه ملی و حکمرانی فرهنگی
رسانه ملی به عنوان نهاد عمومی، باید تصویر و صدای طیفهای مختلف جامعه را در برنامههای خود جای دهد. تولید برنامه صرفاً برای مخاطب وفادار، هرچند ضروری است، برای تحقق مرجعیت رسانهای کافی نیست. رسانه ملی باید انواع روایتها و موضوعات را عرضه کند تا شهروندان با سلیقههای متفاوت نیز آن را متعلق به خود بدانند.
بازنمایی مسائل واقعی مردم و شنیدن سوالهای دشوار میتواند دامنه نفوذ رسانه را افزایش دهد. توجه به صداهای میانی، عدول از اصول نیست؛ بلکه تدبیری برای گسترش دایره مخاطبان همان اصول است. حکمرانی فرهنگی باید به هنری تبدیل شود که ارزشهای مشترک را به تجربهای قابل قبول و ملموس تبدیل کند.
در نهایت، رسانه و حکمران خردمند باید راه گفتوگو با این صداها را باز کند، چرا که استحکام جامعه تنها به همراهی نزدیکترین اعضا بستگی ندارد بلکه به احساس تعلق تمام کسانی که زیر سقف آن زندگی میکنند وابسته است.
بیشتر بخوانید: آغاز سال تحصیلی جدید با یک میلیون و ۱۵۴ هزار کلاساولی · VODها از پزشکیان خواستند: ساترا را پاسخگو کنید!




