محمدرضا سرسالاری، شاعر، روزنامهنگار و پژوهشگر ادبی، بر ضرورت پیوند ادبیات کلاسیک با ابزارهای تحلیلی مدرن در شعر خراسان تأکید کرد. سرسالاری در یک گفتگوی تحلیلی، از چالشهای شعر خراسان و لزوم بازگشت به دست «ادبیاتیها» سخن گفت و به اهمیت تعامل دانشگاه با میدان تجربه اشاره کرد.
پیوند سنت و مدرنیته در ادبیات
سرسالاری درباره شکلگیری نگاه خود به ادبیات گفت: "علاقه من به ادبیات از دوران کودکی آغاز شد و با ورود به دانشگاه این مسیر ادامه یافت. نگاه من به ادبیات حاصل تقابل دو جریان بنیادی است؛ سنت ریشهدار شرق و نظریههای مدرن غرب." او تأکید کرد که آثار کلاسیک فارسی، بهویژه غزلیات حافظ و سعدی، نقش مهمی در شکلدهی به تفکر ادبی در ایران داشتهاند.
بیشتر بخوانید: فیلمهای آخر هفته تلویزیون؛ از «پرده آخر» تا «فرمول یک»
لزوم حمایت از نسل جدید و ترویج تفکر تحلیلی
سرسالاری در ادامه با اشاره به مسئولیتهای خود در حوزه شعر و ادبیات، گفت: "ترویج تفکر تحلیلی باید در ادبیات تقویت شود و نسل جدید باید فرصت بیان دیدگاههای خود را داشته باشد." او همچنین بر اهمیت پیوند دانشگاه با میدان تجربه تأکید کرد و گفت: "آموزش ادبیات نباید محدود به انتقال دانش تاریخی باشد. دانشجویان باید توانایی نقد فعال را یاد بگیرند و آثار ادبی را از منظر نیازهای امروز جامعه بازخوانی کنند."
این شاعر در خصوص ویژگیهای شعر خراسان نیز بیان کرد: "شعر این ناحیه را نمیتوان در یک سبک ادبی مشخص خلاصه کرد؛ بلکه باید آن را یک زیستبوم فرهنگی دانست." به گفته او، پیوند عمیق شعر خراسان با ریشههای عرفانی و تصوف از ویژگیهای بارز آن است.
سرسالاری در پایان افزود: "هنر نباید به ابزار تبلیغات تقلیل پیدا کند. هنر، بهویژه شعر، میتواند رسانهای عمیق برای بیان دغدغههای جامعه باشد و باید زمینه را برای تغییر آگاهانه فراهم کند." او بر این نکته تأکید کرد که هنر وظیفهای برای ارائه نسخه تغییر ندارد و باید رنجها و کمبودهای جامعه را به تصویر بکشد.
بیشتر بخوانید: جغرافیای خاموش معصومه یعقوبیزاده تجربهای حسی میسازد · احیای سه قصیده نایاب شیعی از ابوتمام طائی




