محمدمهدی رضایی صدرآبادی به قافله شهدا پیوست. این خبر دلخراش در شرایطی منتشر شده که خانوادهاش هنوز در انتظار بهبود او بودند. محمدمهدی پس از مجروحیت در حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به یزد، به کما رفته بود و خانوادهاش امید داشتند که او به خانه بازگردد.
خاطرات تلخ و شیرین از مهدی
در منزل پدری مهدی، مادرش با اشک و حسرت از پسرش میگفت. او تنها فرزند خانواده و تکیهگاه مادرش بود. مادرش به یاد میآورد که چگونه مهدی در کارهای خانه به او کمک میکرد و همیشه در کنار خانوادهاش بود. حالا که او در کما به سر میبرد، خانه به شدت به وجودش نیاز داشت.
بیشتر بخوانید: مانور آبرسانی در ارم برگزار شد
پدر مهدی نیز سالها در جهاد سازندگی خدمت کرده و پس از بازنشستگی، نگران وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه بود. مهدی سه فرزند داشت؛ محمدامین ۱۵ ساله، مریم ۹ ساله و محمدطه هفت ساله. حالا این بچهها باید با فقدان پدرشان کنار بیایند و زندگی را ادامه دهند.
آغاز فصل جدید در خانه جدید
فائزه فلاح، همسر آقامهدی، در روزهای سخت بیماری همسرش، علاوه بر نگرانی برای سلامتی او، مسئولیتهای زندگی را نیز بر عهده داشت. او از تدارک خانه جدید میگفت، خانهای که قرار بود برای شرایط مهدی مناسبتر باشد. این خانه جدید حالا پیش از آنکه مهدی به آن وارد شود، به مکانی برای ادامه زندگی خانواده بدون او تبدیل شده است.
مهدی در ۱۰ فروردینماه بر اثر اصابت موشک و برخورد ترکش به جمجمه مجروح شد. پزشکان وضعیت او را بررسی کرده و جراحی را بسیار پرخطر اعلام کردند. اما خانوادهاش امیدوار بودند که او بهبود یابد و به خانه بازگردد. همسرش در این مدت حتی به پزشکان درخواست کرده بود کتابهای پزشکی را در اختیارش قرار دهند تا شاید راهی برای درمان همسرش پیدا کند.
امید او به قدری قوی بود که روزی قرآن را باز کرده و به داستان حضرت عُزیر(ع) رسیده بود و همین موضوع به او امید میداد که خداوند بر هر کاری تواناست. او به فرزندانش میگفت که درس بخوانند، شاید روزی خودشان راهی برای درمان پدر پیدا کنند.
حالا که مهدی به خانه ابدی پیوسته، بچهها باید بزرگ شدن را بدون حضور پدر آغاز کنند. محمدامین باید برای مادر و خواهر و برادرش پدر باشد و مریم باید خاطره پدری که حتی نفسهایش برای او دلگرمی بود را در دل نگه دارد. محمدطه نیز باید خواندن و نوشتن را بیاموزد، بیآنکه پدرش در کنارش باشد.
این داستان نه تنها داستان یک خانواده، بلکه داستان هزاران خانوادهای است که پای از خاک برمیدارند و با یاد و خاطر پدران و عزیزانشان زندگی میکنند. حالا خانواده مهدی باید با فقدان او کنار بیایند و زندگی را ادامه دهند.
بیشتر بخوانید: صفحه اول روزنامههای کرمانشاه در چهارم مهر ماه · حامد و چالشهای زندگی در مهر فقیر؛ از گرانی تا ترک تحصیل




