کاهش شکافهای اجتماعی در ایران ضروری است. تصاویری از برخی تجمعات خیابانی منتشر شده که در آنها شعارهایی علیه مسئولان سابق و جریانهای سیاسی شنیده میشود. این اظهارات ممکن است نماینده همه حاضران نباشد و حتی برخی از برگزارکنندگان تأکید کنند که این نظرات بدون هماهنگی مطرح شدهاند. اما واقعیت این است که مردم با درصد و آمار زندگی نمیکنند و باید مشخص شود که این ادبیات مورد تأیید برگزارکنندگان نیست.
سرمایه اجتماعی و خطرات آن
در روزهای جنگ، ایران طعم زیبای «ما بودن» را چشید. اختلافهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به حاشیه رفت و ایرانیها با همه تفاوتهایشان در برابر یک تهدید خارجی کنار هم ایستادند. این سرمایه اجتماعی هنوز از جنگ بیرون نیامده و در معرض یک خطر تازه قرار دارد. این خطر، بازگشت ادبیات تفرقه و حذف دیگری است که ممکن است «ما»ی ملی را به دوگانه فرساینده «ما» و «آنها» تبدیل کند. اگر جنگ به ما آموخت که قدرت ایران در کنار هم بودن مردم است، روزهای پس از جنگ نباید به فرصتی برای جدا کردن آنها از یکدیگر تبدیل شود.
بیشتر بخوانید: پیام تسلیت سید عباس عراقچی به مناسبت ارتحال آیتالله شبیری زنجانی
افزایش درجه حرارت افکار عمومی
در ماههای اخیر، درجه حرارت افکار عمومی در ایران به طرز محسوسی افزایش یافته است. رسانهها و کانالهای خارج از کشور و برخی جریانهای فعال در داخل، با تمرکز بر حساسترین زخمهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، به شکافهای موجود دامن میزنند و کوشیدهاند فضای اعتراضی را شکل دهند. مشکل بزرگتر این است که بخشی از سیاست رسمی هنوز جامعه را با منطق «عبور از بحران» اداره میکند و این میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود.
احساس ناامیدی در جامعه خطرناک است. شهروندان ممکن است از امکان اصلاح ناامید شوند و این فرسایش سرمایه اجتماعی بسیار دشوارتر از کنترل بحران خواهد بود. اگر نتیجه یک سیاست بهجای بازسازی اعتماد، تولید خستگی و بیاعتمادی باشد، باید درباره آن سیاست دوباره فکر کرد. امید اجتماعی باید با تجربه ملموس ساخته شود و مردم باید در زندگی واقعی خود احساس کنند که شنیده میشوند و امکان تغییر وجود دارد.
فشار اقتصادی و چالشهای اجتماعی
فشار اقتصادی به اندازه کافی سنگین است. جوانانی که برای یافتن شغل تلاش میکنند، کارگرانی که با هزینههای زندگی مواجهاند و خانوادههایی که نگران آینده فرزندان خود هستند، با توصیه آرام نمیشوند. اگر این فشار اقتصادی با تحریکهای فرهنگی و اجتماعی همزمان شود، شکافها عمیقتر خواهند شد. موضوعاتی مانند حجاب، کافه، رسانه و سبک زندگی فقط یک مسئله فرهنگی باقی نمیمانند و ممکن است به عرصه زورآزمایی تبدیل شوند.
در نهایت، اگر دشمن خارجی بخواهد از شکافهای اجتماعی استفاده کند، نیازی به ایجاد شکاف ندارد؛ کافی است شکافهای موجود را عمیقتر کند. عقل سیاسی حکم میکند که شکافها را کاهش دهیم و جامعه را تحریک نکنیم. در روزهای جنگ، افرادی که در تجمعات خیابانی حضور داشتند، الزاما با همه سیاستهای رسمی موافق نبودند، اما در یک نقطه مشترک که «ایران» بود، ایستادند. این تجربه باید حفظ شود.
مردم ایران یکدست نیستند و جامعهای متنوع با منافع و سلیقههای مختلف است. هنر حکمرانی، مدیریت این تفاوتها و تبدیل آنها به همکاری ملی است. امنیت پایدار از جایی آغاز میشود که شهروند احساس کند دیده میشود و محترم است. امروز بیش از همیشه به همین نگاه نیاز داریم.
بیشتر بخوانید: دونالد ترامپ: امروز جلساتی درباره ایران خواهم داشت · حمید ضیاییپرور: تولید اخبار جعلی تکنیکی در جنگ رسانهای است




