اجارهنشینی در تهران به بخشی از زندگی تبدیل شده است و مستأجران با چالشهای زیادی دست و پنجه نرم میکنند. هر سال، نزدیک پایان قرارداد، خانوادههای مستأجر یک حساب تکراری را از نو شروع میکنند: اجاره جدید چقدر میشود؟ اگر بیشتر شد، از کجا کم کنیم؟ و اگر نشد، کجا برویم؟ برای بسیاری از آنها این حساب استثنا نیست، بخشی از روال زندگی است.
چالشهای اجارهنشینی در تهران
سالهاست به این روال میگوییم مرحله پیش از خانهدارشدن؛ اما مرحلهای که ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ سال یا تا پایان عمر فرد طول بکشد، دیگر مرحله نیست، بلکه خودِ زندگی است. تهران شهری است که تعداد زیادی از ساکنانش در آن کار میکنند، خانواده تشکیل میدهند و فرزند بزرگ میکنند و با این حال از امنیت سکونت بیبهره هستند.
بیشتر بخوانید: قاچاقچی دام زنده در لرستان ۱۱۲ میلیارد ریال جریمه شد
گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس معیار روشنی برای سنجش استطاعت مسکن ارائه میکند: اگر هزینه مسکن بیش از ۳۰ درصد هزینه خانوار باشد، آن خانوار از مسکن در استطاعت برخوردار نیست. در سال ۱۴۰۲ سهم اجاره از هزینه خانوارهای مستأجر ایران حدود ۴۰ درصد بوده، در حالی که میانگین جهانی حدود ۱۸ درصد گزارش شده است. در تهران نیز از حدود یکمیلیون و ۴۲۵ هزار خانوار مستأجر، حدود یکمیلیون و ۲۵۷ هزار خانوار، یعنی نزدیک به ۸۸ درصد، از این آستانه عبور کردهاند.
فشار مالی و ناامنی سکونت
مسئله دیگر به برخی مستأجران محدود نیست؛ برای بخش بزرگی از آنها، هزینه مسکن از توان متعارف پرداخت فراتر رفته است. با این همه، سالها به مستأجر گفتهایم صبر کند، پسانداز کند، وام بگیرد و خانه بخرد؛ اما قیمت مسکن در فاصله اسفند ۱۳۹۶ تا مرداد ۱۴۰۳ حدود هزار و ۷۳۱ درصد افزایش یافته است. برآوردهای پژوهشی نشان میدهد خانوارهای شهری در سه دهک پایین درآمدی، برای خرید یک خانه ۸۰ متری باید حدود ۵۰ سال، ۳۰ درصد از درآمدشان را پسانداز کنند.
این وضعیت، فشار مالی و ناامنی را به زندگی مستأجران تحمیل کرده است. مستأجر نمیداند سال بعد اجاره چقدر بالا میرود، قرارداد تمدید میشود یا نه و آیا باید دوباره برای یافتن خانهای متناسب با توانش، محله و سبک زندگیاش را عوض کند؟ این نااطمینانی به خانه محدود نمیماند و بر تصمیمهای شغلی، مدرسه فرزندان، روابط اجتماعی و امکان برنامهریزی برای آینده نیز اثر میگذارد.
حق ماندن در شهر
پرسش فقط این نیست که مستأجر در کدام خانه زندگی میکند؛ این است که آیا میتواند در شهری که در آن کار میکند و سالها در آن زیسته، بماند یا نه؟ میگوییم مستأجر محل زندگیاش را انتخاب میکند؛ اما برای بسیاری از خانوارهای کمدرآمد، این انتخاب میان گزینههایی محدود و نامطلوب است. پژوهشهایی درباره تهران نشان دادهاند بخشی از خانوارها توان خرید مسکن در هیچیک از مناطق شهر را ندارند و برای یافتن مسکنی متناسب با درآمدشان، به شهرهای اطراف رانده میشوند.
اینجاست که حق ماندن در شهر مطرح میشود. شهر مجموعهای از ساختمانها نیست که هرکس بیشتر میپردازد، سهم بیشتری از آن داشته باشد؛ محل زندگی، کار، روابط و خاطرات انسانهاست. اگر گرانشدن مسکن باعث شود کسانی که سالها در تهران زیسته و کار کردهاند، نتوانند در آن بمانند، مسئله فقط بحران اجاره نیست؛ مسئله عدالت شهری است.
بیشتر بخوانید: فرودگاه شهدای کلاله پس از ۹ سال تعطیلی فعال شد · ترافیک نیمهسنگین در محورهای منتهی به تهران و بارش باران در اردبیل و گیلان




