نقش حیاتی تنگه هرمز
تنگه هرمز را نمیتوان صرفا یک آبراه باریک میان ایران و عمان دانست. این تنگه یکی از نقاطی است که در آن جغرافیا، انرژی، حقوق بینالملل و رقابت قدرتهای بزرگ به یکدیگر گره خوردهاند. در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، بهطور متوسط روزانه حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و نزدیک به ۱۱.۴ میلیارد فوت مکعب در روز گاز طبیعی مایعشده از هرمز عبور میکرد؛ یعنی حدود یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی و بیش از یکپنجم تجارت جهانی LNG.
تعارضات امنیتی و حقوقی
اما اهمیت هرمز فقط در حجم انرژی عبوری نیست. گره اصلی، مسئله نظم حاکم بر این آبراه است. تا زمانی که تهران و واشینگتن -و در سطحی وسیعتر، کشورهای ساحلی خلیج فارس و قدرتهای مصرفکننده انرژی- بر سر اینکه «چه کسی، براساس چه قواعدی و با چه تضمینی، امنیت هرمز را تأمین و تنظیم میکند» به توافق نرسیده باشند، هر آتشبس یا کاهش موقتی تنش الزاما به معنای پایان مناقشه نیست.
بیشتر بخوانید: افتتاح نمایشگاه دستاوردهای نیروی زمینی سپاه در تهران
ایران طولانیترین ساحل در بخش شمالی خلیج فارس را در اختیار دارد و طبیعی است که حضور نظامی قدرتی خارج از منطقه را در نزدیکی مرزهای خود بخشی از معادله امنیتی بداند. از این منظر، نظم مطلوب تهران نظمی است که در آن نقش تعیینکننده کشورهای ساحلی، بهویژه ایران، به رسمیت شناخته شود و حضور نظامی آمریکا نتواند به ابزار اعمال فشار دائمی علیه ایران تبدیل شود.
در مقابل، برداشت آمریکا از امنیت هرمز بر مفهومی متفاوت استوار است: آزادی کشتیرانی، امنیت تجارت بینالمللی و جلوگیری از تبدیلشدن یک آبراه حیاتی به ابزار فشار یک دولت ساحلی. اختلاف تهران و واشینگتن صرفا بر سر عبور چند کشتی نیست، بلکه به رقابتی بر سر اهرم سیاسی و امنیتی ناشی از کنترل یا تضمین دسترسی به تنگه تبدیل شده است.
چالشهای حقوقی و سیاسی
رژیم «عبور ترانزیتی» در کنوانسیون حقوق دریاهای ۱۹۸۲ برای تنگههای مورد استفاده در کشتیرانی بینالمللی پیشبینی شده است؛ اما ایران عضو کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها نیست و درباره دامنه قواعد عرفی حاکم بر هرمز اختلاف حقوقی وجود دارد. پژوهشهای حقوقی درباره هرمز نیز بر همین شکاف میان رژیم قراردادی UNCLOS، حقوق عرفی و برداشت ایران تأکید کردهاند.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است میتوان برای مدتی با بازدارندگی نظامی، اسکورت دریایی، تحریم، تهدید و مذاکره بحران را کنترل کرد؛ اما این ابزارها لزوما یک نظم پایدار تولید نمیکنند. حتی آتشبس میان ایران و آمریکا نیز بهگزارش CSIS موجب بازگشت تدریجی کشتیها شد، اما اختلاف درباره شرایط عبور و امنیت کشتیرانی ادامه یافت و وضعیت شکننده باقی ماند.
نتیجهگیری
اگر هدف فقط بازگرداندن کشتیها به هرمز باشد، میتوان با یک توافق موقت، کاهش تنش یا ترتیبات نظامی به آن دست یافت. اما اگر هدف پایان مناقشه هرمز باشد، مسئله بسیار عمیقتر است. پایان مناقشه مستلزم شکلگیری یک نظم است؛ نظمی که باید تکلیف حاکمیت و حقوق کشورهای ساحلی، آزادی و امنیت کشتیرانی بینالمللی و حدود حضور نظامی قدرتهای خارجی را روشن کند.
بیشتر بخوانید: رئیس جمهور ایران: برای دفاع از حقوق ملت در سازمان ملل حضور داریم · نخستوزیر عراق از آغاز روند انحصار سلاح خبر داد




