حسن خلیل خلیلی، وکیل پایهیک دادگستری، بر این باور است که عدالت را نمیتوان به سلیقه شخصی تقلیل داد. او اشاره میکند که در حالی که جامعه ممکن است دارای قانون و دادگاه باشد، شهروندان هنوز احساس میکنند که عدالت از آنها دور است. این تناقض به پرسشهای عمیقی دربارهی ساختار اجتماعی و مناسبات قدرت مرتبط میشود.
نظریات دکتر ناصر کاتوزیان و دکتر منوچهر آشتیانی
خلیل خلیلی در تحلیل خود به مقایسه دو چهره متفاوت از تفکر ایرانی، یعنی دکتر ناصر کاتوزیان و دکتر منوچهر آشتیانی میپردازد. کاتوزیان از درون حقوق به این مسئله مینگرد و به تفاوت میان حکومت قانون و ستایش قانون تأکید دارد. او معتقد است که حکومت قانون برای مهار خودسری و ایجاد نظم ضروری است، اما اگر قانون تبدیل به معیار نهایی خیر و شر شود، میتواند به ابزاری برای قدرت بدل شود. از سوی دیگر، آشتیانی به عنوان یک جامعهشناس، به این سوال میپردازد که چه ساختارهای اجتماعی و تاریخی در پس متن قانون قرار دارند و چگونه این ساختارها بر عدالت تأثیر میگذارند.
بیشتر بخوانید: کریس مورفی: آمریکاییها خواهان جنگ مجدد با ایران نیستند
فاصله میان حق قانونی و حق واقعی
خلیل خلیلی به مسئله فاصله میان «حق قانونی» و «حق واقعی» اشاره میکند و میگوید که ممکن است یک شهروند روی کاغذ حق داشته باشد، اما در عمل نتواند آن را استیفا کند. او به این نکته تأکید دارد که اگرچه قانون برابری را اعلام میکند، اما شرایط اقتصادی و اجتماعی ممکن است مانع از تحقق این برابری شود. این موضوع به ویژه در مورد افرادی که به منابع قدرت و ثروت دسترسی ندارند، صدق میکند.
در پایان، خلیل خلیلی نتیجه میگیرد که برای تحقق عدالت، اصلاحات در نهادهای حقوقی ضروری است. او تأکید میکند که حقوق هم میتواند محصول جامعه باشد و هم میتواند جامعه را تغییر دهد. به همین دلیل، برای نزدیک شدن به عدالت باید به هر دو جنبه توجه کرد.
بیشتر بخوانید: ایران و آمریکا در آستانه میانجیگری چین و روسیه · پریسا نویدیفر: تمایز الزام زوج به طلاق و اعمال وکالت در طلاق




