فریده گلبو، نویسنده رمانهای مطرح ایرانی، در گفتوگویی اخیر به کملطفیها در حق آثارش اشاره کرد و تأکید نمود که روشنفکری به معنای دیدن ناهنجاریهای جامعه است. او که سالهاست به نوشتن نپرداخته، در این گفتگو به دلایل کمکاریاش و همچنین جهانبینیاش در عرصه ادبیات پرداخت.
روشنفکری و ادبیات
فریده گلبو با اشاره به اینکه "من سالهاست دیگر کار نوشتن را به شکل ثابت و حرفهای کنار گذاشتهام"، در ادامه گفت: "اجازه بدهید جواب شما را از قول خواجه حافظ شیرازی بدهم: «چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون رو»". او به تأثیر محیط خانوادگیاش بر روی علاقهاش به ادبیات اشاره کرد و توضیح داد که پدرش اهل شعر و ادبیات بوده و او را تشویق به ورود به این حوزه کرده است.
بیشتر بخوانید: خسرو ناقد در کتاب جدیدش به تحلیل دلهرههای کافکا پرداخته است
مسیر روزنامهنگاری تا رماننویسی
فریده گلبو در ادامه به آغاز فعالیتهای روزنامهنگاریاش در سنین جوانی اشاره کرد و گفت: "یادم میآید وقتی من دبیرستان میرفتم، تلخیص رمان را در مجله «فردوسی» شروع کردم". او اولین تلخیص خود را با رمان «سپیددندان» جک لندن آغاز کرد و به تدریج به نوشتن در نشریات دیگر ادامه داد.
نویسندهی رمان «جاده کور» که در ۱۸ سالگی نوشته شده، از تأثیر انقلاب بر نویسندگیاش نیز گفت و تأکید کرد که بعد از انقلاب به دلیل وقایع عینی پررنگ، مردم کمتر به آثار تخیلی توجه میکردند و او نیز به نوشتن ادامه نداد. اما در دهه ۷۰، دوباره به نویسندگی بازگشت و آثارش را منتشر کرد.
ادبیات کلاسیک و آثار گلبو
فریده گلبو در سالهای گذشته، سه رمان منثور از خمسه نظامی یعنی «خسرو و شیرین»، «لیلی و مجنون» و «هفتپیکر» را خلق کرده و همچنین به نگارش رمان منثور «ویس و رامین» پرداخته است. او در این باره گفت: "این آثار در شناخت نسل جدید از شاعر بزرگ ایرانی، نظامی، شایان تقدیر هستند".
گلبو همچنین به اهمیت پرداختن به ادبیات کلاسیک و تأثیر آن بر روی نسل جوان اشاره کرد و بیان نمود که در عین حال، عشق به معلمی و ادبیات همواره بخشی از زندگیاش بوده است.
در نهایت، گلبو به یادآوری ادبیات روزنامهنگاری و پاورقینویسی اشاره کرد و از شاگردی نزد حسینقلی مستعان، پاورقینویس مشهور، یاد کرد. او در این گفتگو به تأثیرات اجتماعی و فرهنگی ادبیات و ضرورت روشنفکری در جامعه تأکید کرد.
بیشتر بخوانید: بیژن مرتضوی به خاک ایران بوسه زد · یزرائیل کاتس: از جبلالشیخ عقبنشینی نخواهیم کرد




