۹۹۲ هزار کودک در سن مدرسه در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ از تحصیل بازماندهاند. این آمار شامل ۱۹۲ هزار و ۹۹۲ نفر در سن ابتدایی، ۲۱۳ هزار و ۷۲۲ نفر در متوسطه اول و ۵۸۵ هزار و ۶۰۷ نفر در سن متوسطه دوم میشود. این واقعیت تلخ نشان میدهد که هنوز کودکانی هستند که از دسترسی به آموزش محروم ماندهاند.
دلایل بازماندگی از تحصیل
دلایل مختلفی برای بازماندن کودکان از تحصیل وجود دارد. فقر، مشکلات خانوادگی و کار کودک از جمله این دلایل هستند. برای خانوادههایی که دخل و خرجشان با هم نمیخواند، هزینه رفت و آمد و لوازم مدرسه میتواند به مانعی جدی تبدیل شود. اما این تنها نگرانی نیست؛ گاهی دانشآموزان در کلاس حاضرند اما شرایط لازم برای یادگیری را ندارند. با توجه به اینکه بیش از شش هزار کلاس با تراکم جمعیت بالای ۴۰ دانشآموز وجود دارد، باید پرسید چطور معلم میتواند به همه دانشآموزان توجه کافی داشته باشد؟
بیشتر بخوانید: آموزش در شرایط اضطرار نیازمند توجه فوری است
حق آموزش باکیفیت
حق کودک فقط ورود به مدرسه نیست؛ حق او یادگیری باکیفیت است. آموزش باکیفیت به معنای این است که دانشآموزان تنها بر روی نیمکت ننشینند، بلکه در مسیر تعلیم و تربیت و مهارتآموزی استعدادهایشان شکفته شوند. این امر نیازمند توجه معلم به تفاوتهای یادگیری دانشآموزان، عدم تراکم بالای دانشآموزان در کلاس و دسترسی به محتوای آموزشی بهروز و قابل فهم است.
قانون اساسی نیز به این موضوع توجه دارد و دولت را موظف به فراهم کردن آموزش و پرورش رایگان تا پایان دوره متوسطه کرده است. اصول ۱۹ و ۲۰ این قانون بر برابری حقوق و فرصتهای آموزشی تأکید دارند و نشان میدهند که کیفیت یادگیری نباید به محل تولد یا وضعیت اقتصادی خانواده وابسته باشد.
به عنوان یک معلم، پیشنهاد عملی برای حل این معضل توسعه جدی آموزش مجازی و آموزش از راه دور برای کودکانی است که به هر دلیلی امکان حضور مستمر در مدرسه را ندارند. ایجاد یک بستر آموزشی ملی و رایگان میتواند به کودکان و نوجوانان در سراسر کشور کمک شایانی کند.
بیاییم در آغاز هر سال تحصیلی فقط نپرسیم چند میلیون دانشآموز وارد مدرسه شدند؛ بپرسیم چند کودک هنوز پشت درِ مدرسه ماندهاند و برای بازگرداندن هرکدام چه کردهایم؟
بیشتر بخوانید: تحرکات جدید دیپلماتیک ایران و آمریکا در نیویورک · حسین روزبهانی: محبت افراطی استقلال کودکان را نابود میکند




